تبليغاتX
یه روزی تموم میشه
پنجشنبه یکم آذر 1386
هه...

وقتی داشتن لهم میکردن من مثل یه لیدی خوب  و اروم با هاشون حرف زدم

عرق سردی که رو پشتم بود من و میلرزوند...

ولی من بازم لیدی خوبی بودم...

بعدشم بازم لیدی خوبی بودم...

بغضمو خوردمو خندیدم آروم بودم و خوابیدم...

همه که خوابیدن لیدی خوب دیگه خودش نبود...

اون خودشو سوزوند

پ.ن:

بعد یک سال اومدم ببینم چه خبره دیدم اینجا هم یه بوی میاد

آشناست!!!!!!

آره همون بوی گنده خیانت

+ نوشته شده در 12:25 توسط کاملیا.
چهارشنبه یکم آذر 1385
اگر قلب من دریا باشد

یک وجب جا برای غواصی یک مرد به عنوان

شریک زندگی در اون نیست

+ نوشته شده در 23:42 توسط کاملیا.
سه شنبه چهارم مهر 1385
چشم می دوزيم به اسمان بی انتظار هيچ معجزه ای

چشمامم فاسد شده.ديگه برق نميزنه

.........

+ نوشته شده در 18:32 توسط کاملیا.
چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385
دیگه هر احمقی میدونه که داستان چوپان دروغگو

معنیش این نیست که نباید دروغ بگی ... !


معنیش اینه که یه دروغ رو چند بار نگو!!!

+ نوشته شده در 0:29 توسط کاملیا.
شنبه هجدهم شهریور 1385
ای کاش به دل کسی پا نمی ذاشتیم و
کسی به دلمون پا نمی ذاشت
ای کاش اگه کسی به دلمون پا گذاشت دیگه
دلمون و تنها نمی ذاشت
ای کاش اگه یه روز دلمون رو تنها گذاشت
رد پاشو روی دلمون جا نمی ذاشت
.......
+ نوشته شده در 5:20 توسط کاملیا.
دوشنبه سی ام مرداد 1385
اين روزا مد شده!

دخترها به جاي اينكه دستشون رو روي دله پسره بزارن، تو جيب پسره ميزارن

موندم چرا منو رفیقم بازنده از اینجور مدها استفاده نمیکنمیم!!!!!

+ نوشته شده در 0:11 توسط کاملیا.
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385
به پشت سرم نگاه می کنم ، تنها نیستم
آنان دوستند یا دشمن ؟
دیوانه می شوم و علاجی نیست
چشم هایم زخمی اند و تصاویر گم می شوند

 

+ نوشته شده در 1:56 توسط کاملیا.
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385
می دونم تا بوده همین بوده

ولی می خوام بدونم همین هم خواهد بود؟

یعنی به همین مسخرگی؟

+ نوشته شده در 3:25 توسط کاملیا.
جمعه ششم مرداد 1385
تکیه بر دیوار کردم

خاک بر پشتم نشست

دوستی با هر که کردم

عاقبت قلبم شکست

+ نوشته شده در 1:12 توسط کاملیا.
جمعه بیست و سوم تیر 1385
من آسمانم این روزها برای هم حرفها داریم

پر از بغضیم و هق هق

و لیکن هیچ کدام توانی برای باریدن نداریم

+ نوشته شده در 1:28 توسط کاملیا.